معرفی کتاب: سوییت فرانسوی


امروز می‌خواهم کتابی به نام «سوییت فرانسوی» را به شما معرفی کنم، زمستان سال پیش متوجه شدم که این کتاب منتشر شده است، اما تا همین شب پیش که مطالبی در مورد کتاب در دیباچه آن و همچنین در اینترنت خواندم، متوجه اهمیت و موضوع کتاب نشده بودم.

خود این مطلب، جای سؤال دارد که چرا ناشران و صاحبان کتابفروشی‌های آنلاین، از معرفی مؤثر آثار خود پرهیز می‌کنند!

مثلا به وب‌سایت نشر نیلوفر که کتاب سوییت فرانسوی را منتشر کرده است، بروید، آیا به نظرتان آن توضیحات مختصر می‌توانند معرف کتاب باشند و شما را با کتاب و نویسنده‌اش آشنا کنند؟

دیشب دیباچه «هیجان‌انگیز» کتاب سوییت فرانسوی را خواندم، داستان زندگی نویسنده کتاب -ایرن نمیروفسکی- آنقدر جالب توجه است که بر مبنای آن می‌توان یک فیلم پرکشش ساخت.

06-02-2013 11-24-09 AM

ایرن نمیروفسکی در سال ۱۹۰۲ در کی‌یف در یک خانواده یهودی به دنیا آمد،  پدرس یک سرمایه‌دار و بانکدار شناخته شده بود، او زیر نظر پرستارش فرانسوی آموخت، و در حالی سال‌های کودکی را طی کرد که از مهر و محبت والدین به خاطر بی‌توجهی مادر و دوری پدر به خاطر مشغله و سفرهایش، اغلب بی‌بهره بود.

زندگی مرفه آنها با انقلاب روسیه به هم ریخت، در سال ۱۹۱۸ او همراه خانواده به فنلاند گریخت، ایران از ۱۴ سالگی نوشتن را شروع کرده بود.

بعد از مدتی آنها به پاریس رفتند و پدر ایران توانست با مدیریت یکی از شعبه‌های بانک خود، سرمایه از دست رفته خود را از نو به دست آورد، ایران در سربن تحصیل کرد و در آنجا لیسانس ادبیان گرفت.

در سال ۱۹۲۳، او نخستین رمانش را به نام سوء تفاهم نوشت، در آن او هجده ساله بود، یک سال بعد او رمان دیگری به نام کودک نابغه نوشت، در سال ۱۹۲۶ او با مهندسی به نام میشل اپستین ازدواج کرد.

ایرن تا سال ۱۹۲۹ در جامعه ادبی فرانسه ندرخشیده بود، در این زمان بود که دست‌نوشتی با عنوان «داوید گولدر» را بدون نام و نشانی از خود برای برنار گراسه فرستاد. گراسه از خواندن اثر، بسیار بر سر شوق آمد، و در پی یافتن نویسنده‌اش برآمد، برنار گلاسه ناچار شد که آگهی‌ای در نشریات منتشر کند و در آن از نویسنده ناشناس بخواهد که خود را معرفی کند، وقتی ایران نزد او رفت، باورش نمی‌شد که این کتاب را چنین زن جوانی نوشته باشد و مدتی با تفصیل با او سؤال و جواب کرد تا مطمئن شود که ایران، خود کتاب را ننوشته و نویسنده اصلی نمی‌خواهد خود را از طریق ایرن، استتار کند. از روی این رمان فیلمی هم ساخته شد.

06-02-2013 11-24-39 AM

در سال ۱۹۳۹، ایران تصمیم گرفت تا همراه دو دخترش، مسیحی شود و همین کار را هم کرد.

با آغاز جنگ جهانی و اشغال فرانسه، عرصه بر خانواده ایران تنگ شد، ایران به خاطر «آریایی» شدن مؤسسان نشر، دیگر نمی‌توانست کتابی منتشر کند، آنها پاریس را ترک کردند و در دهکده‌ای اقامت کردند.

در همین جا در فاصله زمانی سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۲، او نوشتن را رها نکرد، آثاری را با نام مستعار برای مجله‌ها فرستاد و دست به نوشتن «سوییت فرانسوی» زد، این رمان پنج بخش دارد، ایران موفق شد دو بخش یعنی «توفان در ماه ژوئن» و نیز «دولچه» را به پایان برساند، اما سه بخش دیگر ناتمام می‌مانند.

آرزوی او این بود که کتابی هزار صفحه‌ای بنویسد به شیوه سمفونی بنویسد، که هر یک از بخش‌های پنج‌گانه‌اش لحن و ضرب‌آهنگی شبیه قسمت‌های مختلف یک سمفونی را داشته باشند. الگوی او برای این کار سمفونی پنج بتهوون بود.

در ۱۲ ژوئن سال ۱۹۴۲ او توقیف شد و در ۱۷ اوت در اردوگاه آشویتس کشته شد. کمی بعد شوهر او به سرنوشت مشابه دچار شد، او دخترهایش به سختی فرار کردند.

دست‌نوشته سوییت فرانسوی که برای صرفه‌جویی در کاغذ و جوهر با خطی بسیار ریز نوشته شده بود، تا مدت‌ها در دست یکی از دخترهای ایران -دنیز- بود، او تصور می‌کرد که اینها یادداشت‌ها و خاطرات ناخوشایند مادرش هستند، اما در اواخر دهه ۱۹۹۰ که قرار شد آثار مادرش به کتابخانه فرانسه اهدا شوند، او نگاهی دوباره به آنها انداخت و متوجه اشتباهش شد. کتاب با استقبال زیادی مواجه شد، میلیون‌ها جلد از آن به فروش رسید و به ۳۸ زبان دنیا برگردان شد.

06-02-2013 11-32-01 AM

قرار است در سال ۲۰۱۴ فیلمی هم با شرکت میشل ویلیمامز از روی این اثر ساخته شد.

همان طور که اشاره کردم ایرن نمیروفسکی دوست داشت کتاب را در پنج بخش بنویسد، اما فقط توانست دو بخش را به اتمام برساند، قسمت سوم به صورت ناقص نوشته شد و قسمت چهارم و پنجم با عنوان جنگ و صلح، فقط به صورت عنواندر دفترچه‌اش نقش بستند.

سوییت فرانسوی اثری است که نمایانگر بی‌هویتی یک جامعه تسلیم و تهی شده از ارزش‌هاست. اثری است خشونت‌بار، چشم‌اندازی با روشن‌بینی شگفت‌‌انگیز از فرانسه اشغال‌شده:

جاده‌های مهاجرت، دهکده‌های پر از زنان و کودکان از پا افتاده و گرسنه که برای خوابیدن روی یک صندلی ساده، در راهرو مهمان‌خانه‌ای در روستا، جدال می‌کنند، اتوموبیل‌های پر از مبل و تشک و پتو و ظرف که به علت نداشتن بنزین، در راه مانده‌اند، سرمایه‌دارن متنفر از مردم که می‌کوشند تا اشیای قیمتی خود را نجات بدهند، زن‌های بی‌بند و باری که رها شده‌اند، کشیشی که کودکان به قتلش می‌رسانند، سرباز آلمانی‌ای که بیوه‌زنی را از راه به در می‌کند و..

در چنین جامعه‌ای که هر کس در پی نجات خود است، تنها یک زن و شوهر ساده و معمولی، که پسرشان در نخستین نبردها زخمی شده است، شخصیت خود را حفظ می‌کنند، در میان سربازان شکست‌خورده‌ای که به زحمت در جاده‌ها راه می‌روند، در هرج و مرج برپاشده از حرکت ستون‌های نظامی که زخمی‌ها را به بیمارستان‌ها می‌برند، می‌کوشند تا نشانی از او بیابند.

SIGHhNSSD22s6aaa0001

این کتاب همان طور که در آغاز نوشتن توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است، مترجم اثر مهستی بحرینی است. کتاب ۴۹۲ صفحه دارد و قیمت‌اش ۱۸۵۰۰ تومان است.

این کتاب را می‌توانید به صورت آنلاین بخرید:

فروشگاه اینترنتی شهر کتاب

فروشگاه اینترنتی جیحون


منبع: یک پزشک
برچسب ها: کتاب -ایران -نوشته -فرانسوی -سوییت -ایرن